الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
334
الغدير ( فارسي )
گفته ، اين معنى پيوسته از معناى : « اولى بالشيء » جدائى نا پذير است ، زيرا تقدّم آن بر غيرش محرز است ، خصوصا در كلمهء كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله خود را متصف بدان فرموده و سپس پسر عمّ خود ( على عليه السّلام ) را برابر با وصف خود قرار داده بنابر اين امكان نخواهد داشت كه ( مثلا ) مراد از آن كسى باشد كه با پيش دستى و غلبه و ستم سرورى يافته باشد ، و بلكه اين سيادت دينى است و بر همه عموميّت دارد بطوريكه تبعيّت و پيروى از آن بر تمام كسانى كه سيادت بر آنان است واجب خواهد بود . و همچنين است : « متصرف در امر » و اين معنى را رازى در جلد 6 تفسيرش از قفّال در مورد قول خداى تعالى : * ( وَاعْتَصِمُوا بِالله ، هُوَ مَوْلاكُمْ ) * ( سورهء حجّ ) ذكر نموده كه قفّال گفته : « هو موليكم : سيّدكم و المتصرّف فيكم » . و اين دو معنى را ، سعيد چلپى ، مفتى روم ، و شهاب الدين ، احمد خفاجى در حاشيه خود بر بيضاوى ذكر نمودهاند و ( ابن حجر ) در صواعق ص 25 اين معنى را از معانى حقيقى آن ( مولى ) بشمار آورده است ، و كمال الدين جهرمى هم در ترجمهء صواعق و همچنين محمّد بن عبد الرسول برزنجى در « النواقض » و شيخ عبد الحق در « لمعات » در اين مطلب از او پيروى نمودهاند ، پس در اين مقام امكانى نيست جز اينكه مراد به آن : متصرّفى باشد كه خداى سبحان او را برانگيخته كه در خور تبعيّت باشد ، و او بشر را بسوى طرق رستگارى رهبرى نمايد . پس چنين شخصى در انواع تصرف نسبت بجامعهء انسانيّت اولى ( سزاوارتر ) است از غيرش ، و بنابر اين كسى كه داراى چنين سمتى است ، يا پيغمبرى است مبعوث و يا امامى است مفترض الطاعه كه از طرف پيغمبر مبعوث ، بامر پروردگار تصريح و معرفى شده كه در گفتار و كردارش از آن امر جدا نميشود و از روى ميل شخصى و دلخواه خود سخنى نميگويد و آنچه بگويد ، نيست مگر وحى الهى كه به او ابلاغ مىشود . و همچنين است : متولَّى امر ، كه ابو العباس مبرّد آن را از جمله معانى مولى